خانه
گاما

درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف

درس 7: مفاهیم

بازدید654
تاریخ بروزرسانی1403/11/10

در برخی از جملاتی که میان افراد رد و بدل می‌گردد، علاوه بر معنایی که از مفاد عین کلام فهمیده می‌شود، از مضمون بیان نشدۀ آن نیز معانی‌ای می‌توان برداشت کرد و به آن استناد نمود. مثلاً وقتی اعلام می‌کنند که «اگر برف ببارد مدرسه تعطیل است»، علاوه بر آنچه در مفاد این جمله وجود دارد، از مضمون آن هم معنای دیگری قابل برداشت است و آن اینکه «اگر برف نبارد مدرسه تعطیل نیست». مدلول جملۀ نخست را «منطوق» و مدلول جملهٔ دوم را «مفهوم» جملهٔ نخست می‌گویند.

همین روش در برداشت از آیات و روایات نیز به کار می‌رود. در واقع در بحث مفاهیم می‌خواهیم بدانیم که چه جملات و عبارت‌هایی مفهوم دارند تا اگر در آیه و روایتی چنین تعابیری به کار رفت، بتوان علاوه بر منطوق کلام از مفهوم آن نیز در استنباط حکم شرعی استفاده کرد.

مثلاً وقتی در روایتی درباره نماز مسافر آمده است:

«إذا کُنتَ فِی المَوضِع الَّذِی لَا تَسْمَعُ فِیهِ الأَذانَ فَقَصِّر»
هرگاه به جایی رسیدی که دیگر صدای اذان شهر را نمی‌شنوی، نمازت را شکسته بخوان.

منطوق این کلام گویای این مطلب است: هنگامی که از شهر خارج شدی زمانی به تو مسافر گفته خواهد شد که دیگر صدای اذان شهر را نشنوی. اما این کلام مفهوم نیز دارد و آن اینکه «اگر در جایی هستی که هنوز صدای اذان شهر را می‌شنوی نمازت را شکسته نخوان».

حال سؤال این است که آیا تنها امرِ «قَصِّر» که در منطوق روایت است، حجت می‌باشد یا اینکه نهی «إذا کُنتَ فِی المَوضِعِ الَّذی تَسْمَعُ فِیهِ الآذانَ فَلا تُقَصِّر» ـ که مفهوم آن می‌باشد ـ نیز حجت است؟

فعالیت 1 (صفحهٔ 55 کتاب درسی)

 

در تعریف مفهوم گفته‌اند: «مفهوم همان مدلول التزامی جمله است»، در حالی که منطوق معنایی است که جمله به «دلالت مطابقی» بر آن دلالت می‌کند. دربارهٔ این تعریف تحقیق کنید.

در تعریف مفهوم و منطوق، دو نوع دلالت مورد بحث قرار می‌گیرد: دلالت مطابقی و دلالت التزامی.

1. دلالت مطابقی و منطوق
دلالت مطابقی به این معناست که یک لفظ بر معنای اصلی و مستقیم خود دلالت کند. این همان چیزی است که از ظاهر و صریح جمله دریافت می‌شود و به آن منطوق گفته می‌شود.
مثال: جمله‌ی «اگر آب به اندازه‌ی کر باشد، نجس نمی‌شود.»
منطوق: آب کر با ملاقات نجس، نجس نمی‌شود. (این همان معنایی است که جمله به‌طور صریح بیان می‌کند و از دلالت مطابقی آن فهمیده می‌شود.)

2. دلالت التزامی و مفهوم

دلالت التزامی هنگامی رخ می‌دهد که از معنای اصلی جمله، معنایی غیرصریح ولی لازمه‌ی آن فهمیده شود. این معنای غیرصریح را مفهوم می‌گویند.
مثال: در همان جمله‌ی بالا: «اگر آب به اندازه‌ی کر باشد، نجس نمی‌شود.»

مفهوم مخالف: اگر آب کر نباشد (یعنی کمتر از مقدار کر باشد)، نجس می‌شود.
این معنا مستقیماً در جمله نیامده، اما لازمه‌ی منطوق جمله است و از طریق دلالت التزامی استخراج می‌شود.

نتیجه‌گیری

بنابراین، تعریف مفهوم به‌عنوان «مدلول التزامی جمله» صحیح است، زیرا مفهوم از دلالت التزامی استفاده می‌کند، در حالی که منطوق بر اساس دلالت مطابقی فهمیده می‌شود.
این تعریف در اصول فقه برای تمایز میان معانی مستقیم جملات و معانی غیرمستقیم اما لازم آنها به کار می‌رود.

اکنون که منظور از «مفهوم» روشن شد، می‌افزاییم که به اعتقاد متخصصان علم اصول، اگر ثابت شود جمله‌ای مفهوم دارد، آن مفهوم بی‌تردید حجت است. به عبارت دیگر، حجیت مفهوم همانند حجیت منطوق است و برای هر یک از گوینده و شنونده قابل استناد و احتجاج می‌باشد. تنها بحث بر سر این است که کدام جملات دارای مفهوم هستند. لذا در ادامه به تحقیق درباره اقسام مفهوم می‌پردازیم که منظور از آن بررسی انواع جملات و کشف این نکته است که کدام قسم از جملات مفهوم دارند و کدام یک مفهوم ندارند.

اقسام مفهوم

در یک تقسیم کلی مفهوم بر دو نوع است: مفهوم موافق و مفهوم مخالف.

1- مفهوم موافق

مفهوم موافق عبارت است از «مفهومی که حکم آن با حکم موجود در منطوق یکسان است». بدین معنی که اگر حکم موجود در منطوق حرمت است، حکم مفهوم نیز حرمت است، و اگر وجوب است، حکم مفهوم نیز وجوب می‌باشد و ما این حکم را به «طریق اولی» کشف می‌کنیم.

مثلاً در قرآن درباره احترام به پدر و مادر می‌فرماید:

«فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ» (سورهٔ اسراء، آیهٔ 23)

در این آیه فرزند از گفتن «اف» به پدر و مادرش نهی شده، پس حرام است. و مفهوم موافق آن این است که امور شدیدتر از «اف» ـ مثل توهین و ناسزاگویی ـ هم به طریق اولی حرام هستند. چنان که دیدیم حکم مفهوم را به‌وسیله استناد به «طریق اولویت» به دست آوردیم. از این‌رو به مفهوم موافق «مفهوم اولویت» نیز گفته می‌شود و تردیدی نیست که این قسم جملات مفهوم دارند و تنها باید اولویت مفهوم بر منطوق ثابت شود. زیرا در بسیاری از موارد ادعای اولویت می‌شود، اما با دقت و تأمل بیشتر در می‌یابیم که این ادعا صحت ندارد.

فعالیت 2 (صفحهٔ 57 کتاب درسی)

 

با دقت در گفت‌وگوهای متداول میان مردم می‌توان نمونه‌هایی از کاربرد مفهوم اولویت را مشاهده کرد. این نمونه‌ها را بیابید و سه مورد از آنها را بیان کنید.

در مکالمات روزمره نمونه‌های متعددی از مفهوم اولویت (مفهوم موافق) دیده می‌شود. در این نوع مفهوم، حکم منطوق بر مفهوم نیز به طریق اولویت دلالت دارد. سه نمونه از آن عبارت‌اند از:

نمونه اول (احترام به دیگران)

  • منطوق: «به بزرگ‌ترها بی‌احترامی نکن.»
  • مفهوم اولویت: اگر بی‌احترامی به بزرگ‌ترها نادرست است، پس بی‌احترامی به والدین که جایگاه بالاتری دارند، به طریق اولی نادرست‌تر است.

نمونه دوم (عبور از چراغ قرمز)

  • منطوق: «اگر چراغ قرمز است، از چهارراه عبور نکن.»
  • مفهوم اولویت: اگر عبور در حالت چراغ قرمز ممنوع است، پس عبور هنگام عبور عابران پیاده یا خودروهای در حال حرکت، که خطر بیشتری دارد، به طریق اولی ممنوع‌تر است.

نمونه سوم (کمک به نیازمندان)

  • منطوق: «به فقرا کمک کنید.»
  • مفهوم اولویت: اگر کمک به فقرا توصیه شده، پس کمک به افراد بسیار محتاج‌تر، مانند کودکان بی‌سرپرست، به طریق اولی ضروری‌تر است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد که در گفت‌وگوهای روزمره نیز، مفهوم اولویت به‌طور طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- مفهوم مخالف

برخلاف مفهوم موافق، در مفهوم مخالف حکم موجود در منطوق، با حکم مفهوم یکسان نیست؛ بلکه در سلب و ایجاب متفاوت‌اند.

مثلاً وقتی گفته می‌شود: «اگر گوسفند تذکیه نشده باشد، گوشتش را نخور»، از منطوق این کلام حرمت خوردن گوشت و از مفهوم آن «عدم حرمت (حلیت) خوردن گوشت گوسفند مذگی» فهمیده می‌شود. پس حکم در منطوق، حرمت ولی در مفهوم حلیت است.

مفهوم مخالف دارای اقسام متعددی است. به عبارت دیگر درباره انواع مختلفی از جملات ادعای مفهوم داشتن شده است؛ که ما در اینجا تنها به دو نوع از آنها که مهم‌تر از بقیه هستند می‌پردازیم.

الف) مفهوم شرط

جملات شرطیه از یک جملهٔ شرط و یک جمله جواب تشکیل شده‌اند. از آنجا که حکم موجود در جملهٔ شرطیه متوقف و معلّق به وجود و حصول شرط است، بنابراین منتفی شدن شرط موجب انتفای حکم می‌شود؛ و این همان مفهومی است که در جملهٔ شرطیه وجود دارد.

مثلاً در روایت آمده است که «إذا کانَ الماءُ قَدرَ کُرٍ لَم یُنَجِسهُ شَیء». مفهوم این کلام این است که چنانچه آب به قدر کر نباشد با برخورد به چیز نجس نجس می‌شود. در این روایت اگر چه منطوق کلام درباره حکم آب کر بود، اما ما به وسیله مفهوم آن، حکم آب غیر کر (قلیل) را به دست آوردیم.

- شرایط مفهوم داشتن جملهٔ شرطیه: برای اینکه جملهٔ شرطیه دارای مفهوم باشد سه شرط لازم است:

1- میان شرط و جواب ملازمه برقرار باشد؛ یعنی رابطهٔ میان شرط و جواب اتفاقی نباشد. مثلاً وقتی صدای کلاغی می‌آید و در آن لحظه اتفاقاً واقعهٔ شومی رخ می‌دهد، نمی‌توان گفت: «هرگاه صدای کلاغ بیاید، واقعۀ شومی رخ خواهد داد»؛ زیرا میان صدای کلاغ و واقعهٔ شوم ملازمه نیست.
2- جواب متوقف و مترتب بر وجود شرط باشد؛ یعنی وجود شرط سبب ایجاد جواب شود.
3- سببیت شرط برای جواب، انحصاری باشد. یعنی جواب تنها با وجود شرط، موجود شود و سبب دیگری در تحقق آن دخیل نباشد؛ بنابراین وقتی گفته می‌شود: «اگر بخوابی وضویت باطل می‌شود»، نمی‌توان چنین مفهوم‌گیری کرد که «اگر نخوابی وضویت باطل نمی‌شود، چون ممکن است سبب دیگری موجب بطلان وضو شود، زیرا سبب بطلان وضو منحصر در خوابیدن نیست.

فعالیت 3 (صفحهٔ 59 کتاب درسی)

 

روایت زیر را ترجمه کنید و توضیح دهید که چگونه امام صادق از مفهوم جملهٔ شرطیهٔ موجود در کلام امیرمؤمنان استفاده کرده است.

«عن أَبی بَصیرٍ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الشَّاةِ تُذبَحُ فَلَا تَحَرَّکُ وَ یُهَرَاقُ مِنها دَمَّ کَثِیرُ عَبیط؟ فَقَالَ: لَا تَأْکُل، إِنَّ عَلِیًّا کَانَ یَقولُ: إِذا رَکَضَتِ الرّجلُ أَو طَرَفَتِ العَینُ فَکُل».

ابوبصیر می‌گوید:
از امام صادق (ع) پرسیدم درباره‌ی گوسفندی که ذبح می‌شود، اما حرکتی از خود نشان نمی‌دهد، در حالی که خون زیادی از آن جاری می‌شود؟
امام (ع) فرمودند: «آن را نخور!»
زیرا امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمودند: «اگر پای حیوان حرکت کند یا چشمش بپرد، پس گوشت آن را بخور.»

در کلام امیرالمؤمنین (ع)، جمله‌ی «اگر پای حیوان حرکت کند یا چشمش بپرد، پس گوشت آن را بخور» یک جمله‌ی شرطیه است. منطوق این جمله این است که اگر پس از ذبح، حیوان نشانه‌ای از حیات (حرکت پا یا پلک زدن) داشته باشد، گوشتش حلال است.

مفهوم مخالف این جمله شرطی آن است که اگر حیوان هیچ حرکتی نداشته باشد، ذبح آن صحیح نیست و گوشتش قابل مصرف نمی‌باشد.

امام صادق (ع) نیز با استفاده از مفهوم مخالف جمله‌ی شرطیه‌ی امیرالمؤمنین (ع)، پاسخ دادند که در صورتی که گوسفند پس از ذبح حرکتی نشان ندهد، خوردن گوشت آن جایز نیست.

این مثال نشان می‌دهد که در فقه اسلامی، مفهوم جمله‌ی شرطیه می‌تواند به عنوان دلیل شرعی مورد استفاده قرار گیرد و ملاک‌هایی را برای استنباط احکام ارائه دهد.

ب) مفهوم وصف

هرگاه موضوعی که بر آن حکم بار شده است، دارای قیدی (زمانی، مکانی و ...) باشد که در صورت انتفای قید مذکور حکم هم منتفی شود، این جمله دارای مفهوم است. مراد از وصف در اینجا هر قیدی است که بار می‌شود و تعلق حکم به موضوع مشروط به وجود آن قید باشد.

مثلاً در روایت، دربارۀ کسی که از باز پرداخت قرض خود طفره می‌رود آمده است که «مَطلُ الغَنِی ظُلم» (دست دست کردن شخصِ دارا، ظلم است). در اینجا مماطله و دست دست کردن، مقید به غنی و دارا بودن است؛ یعنی حکم ظلم زمانی بر دست دست کردن و نپرداختن قرض بار می‌شود که قرض گیرنده توان بازپرداخت قرض خود را داشته باشد و مفهوم آن این است که «مطل الفقیر لیس بظلمٍ».

یا وقتی در مادهٔ 989 قانون مدنی می‌گوید: «هر تبعهٔ ایرانی که بدون رعایت مقررات، تابعیت خارجی تحصیل کرده باشد، تبعیت خارجی او کأن لم یکن است»، مفهومش این است که با رعایت مقررات، تابعیت خارجی او محقق می‌شود.

علمای اصول معتقدند که جملات وصفیه در اغلب موارد مفهوم مخالف ندارند، مگر اینکه قید و وصف مذکور شرط و سبب انحصاری برای حکم باشد؛ یعنی احراز شود که حکم بیان شده در آیه یا روایت، تنها زمانی به موضوع تعلق می‌گیرد و بر آن بار می‌شود که قید مذکور وجود داشته باشد. مثلاً در روایتی از امام صادق نقل شده است:

«الزَّکاةُ فِی الْإِبِلِ وَ البَقَرِ وَ الغَنَمِ السَّائِمَةِ»
زکات به شتر و گاو و گوسفند بیابان‌چر تعلق می‌گیرد.

که مفهوم آن چنین است: «به شتر و گاو و گوسفند غیر سائمه زکات تعلق نمی‌گیرد».

اما در بسیاری از موارد، این شرایط برای وصف وجود ندارد؛ مثلا در قرآن در بیان احکام محرم و نامحرم، یکی از اقسام زنان محرم را این‌گونه نام می‌برد:

«وَ رَبَائِبُکُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِکُمْ» (سورهٔ نساء آیهٔ 23)
یعنی دختران همسرتان که در دامن شما پرورش یافته‌اند.

در مثال مزبور نمی‌توان به مفهوم این جمله استناد کرد و حکم به نامحرم بودن «ربائبکم اللاتی لیس فی حجورکم» داد.

بیندیشید و پاسخ دهید (صفحهٔ 62 کتاب درسی)

 

1- با مثالی بیان کنید که مراد از «مفهوم» چیست؟ چگونه می‌توان از مفهوم کلام حکم شرعی را استنباط کرد؟
مفهوم یعنی معنایی که به‌طور مستقیم در کلام بیان نشده اما لازمه‌ی آن است و می‌توان آن را از دلالت التزامی جمله فهمید. مفهوم برخلاف منطوق که همان معنای صریح جمله است، از برداشت غیرمستقیم حاصل می‌شود.

در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است:
«إذا بَلَغَ الماءُ قَدْرَ کُرٍّ لَمْ یَحْمِلِ النَّجَاسَةَ.» (اگر آب به اندازه‌ی کر باشد، نجس نمی‌شود.)

- منطوق (معنای صریح جمله): آب کر در صورت تماس با نجاست، نجس نمی‌شود.
- مفهوم مخالف (معنای غیرصریح که از جمله برداشت می‌شود): اگر آب کمتر از کر باشد، با تماس با نجاست، نجس می‌شود.

برای استنباط حکم شرعی از مفهوم کلام، ابتدا باید منطوق جمله (معنای صریح) را درک کرد، سپس بررسی نمود که آیا جمله مفهوم دارد یا خیر. اگر جمله از انواع مفهوم‌دار باشد (مانند شرط، وصف، غایت)، مفهوم آن استخراج می‌شود. مفهوم ممکن است موافق (تأکید بر همان حکم) یا مخالف (استنباط حکم متضاد) باشد. پس از احراز حجیت مفهوم، آن را با سایر ادله شرعی (آیات، روایات، اجماع و عقل) تطبیق می‌دهند. اگر تضادی وجود نداشت، از آن برای استنباط حکم شرعی استفاده می‌شود، مانند حکم آب قلیل که از مفهوم مخالف روایت آب کر استخراج شده است.

2- مفهوم موافق را تعریف کنید و برای آن مثالی بزنید.
مفهوم موافق مفهومی است که حکم آن با حکم منطوق جمله یکسان است، اما به طریق اولویت فهمیده می‌شود. یعنی اگر حکمی برای یک حالت ضعیف‌تر بیان شود، برای حالت شدیدتر آن به‌طور اولی برقرار است. مثال: در قرآن آمده است: «فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ» (به پدر و مادر خود «اف» مگو). منطوق این آیه حرمت گفتن «اف» به والدین است، اما مفهوم موافق آن می‌گوید هرگونه بی‌احترامی شدیدتر، مانند توهین یا ضرب و شتم، به طریق اولی حرام است.

3- با توجه به متن فقهی مرتبط با مفهوم موافق بیان کنید که چگونه از «طریق اولویت» در استنباط حکم شرعی استفاده شده است؟
در مفهوم موافق، حکم منطوق به طریق اولویت بر مفهوم نیز دلالت دارد، یعنی اگر یک حکم برای موردی ضعیف‌تر ثابت باشد، برای موردی شدیدتر به‌طور اولی برقرار است. مثال فقهی: علامه حلی در باب لباس نمازگزار می‌گوید: «اگر شخص با علم به غصبی بودن لباس، در آن نماز بخواند، نمازش باطل است.» از طریق اولویت نتیجه می‌گیریم که اگر زمین نماز نیز غصبی باشد، نماز به طریق اولی باطل است، زیرا تصرف در زمین غصبی شدیدتر از پوشیدن لباس غصبی است. بنابراین، از طریق اولویت، حکمی که در یک مورد بیان شده، به مورد مشابه اما شدیدتر نیز تسری پیدا می‌کند.

4- مفهوم مخالف را با ذکر مثال تعریف کنید.
مفهومی است که حکم آن برخلاف حکم منطوق جمله باشد، یعنی اگر جمله‌ای درباره یک حالت خاص حکمی را بیان کند، در حالت دیگر حکم متضاد آن برداشت شود. مثال: در حدیث آمده است: «إذا کانَ الماءُ قَدْرَ کُرٍّ لَمْ یُنَجِّسْهُ شَیءٌ» (اگر آب به مقدار کر باشد، نجس نمی‌شود). منطوق این جمله می‌گوید که آب کر با برخورد به نجاست، نجس نمی‌شود. مفهوم مخالف آن چنین است که اگر آب کمتر از کر باشد، با ملاقات نجاست، نجس می‌شود. این استنباط از رابطه انحصاری شرط و حکم به دست می‌آید.

5- شرایط مفهوم‌دار بودن جملهٔ شرطیه چیست؟

برای اینکه جملهٔ شرطیه دارای مفهوم مخالف باشد، سه شرط لازم است:
- وجود ملازمه بین شرط و جزا: بین شرط (مقدمه) و جزا (نتیجه) باید رابطه‌ای واقعی و ضروری وجود داشته باشد، نه یک رابطه تصادفی. مثال: «اگر وضو بگیری، نمازت صحیح است.» در اینجا بین وضو و صحت نماز ارتباط شرعی وجود دارد.
- توقف حکم بر وجود شرط: یعنی حکم موجود در جمله تنها در صورت تحقق شرط برقرار باشد و نبودن شرط، باعث از بین رفتن حکم شود. مثال: «اگر آب کر باشد، نجس نمی‌شود.» مفهوم مخالف این است که اگر آب کر نباشد، نجس می‌شود.
- انحصاری بودن سببیت شرط: شرط باید تنها عامل ایجاد نتیجه باشد، نه اینکه دلایل دیگری هم برای نتیجه وجود داشته باشد. مثال نقض: «اگر بخوابی، وضویت باطل می‌شود.» این جمله مفهوم ندارد، چون وضو ممکن است به دلایل دیگری مانند خونریزی نیز باطل شود.
اگر این شرایط برقرار باشند، جمله شرطیه دارای مفهوم مخالف خواهد بود و می‌توان از آن برای استنباط حکم شرعی استفاده کرد.

6- مفهوم وصف را با ذکر مثال توضیح دهید.
مفهوم وصف یعنی اگر حکمی بر موضوعی همراه با یک صفت خاص بار شود، در صورت نبود آن صفت، حکم نیز منتفی گردد. مثال: در حدیث آمده است «مَطلُ الغَنِیّ ظُلمٌ» (دست‌دست کردن بدهکار توانگر، ظلم است). منطوق این حدیث می‌گوید اگر بدهکار دارا باشد و بدهی خود را نپردازد، ظالم است. مفهوم مخالف آن چنین است که اگر بدهکار فقیر باشد، ظلمی نکرده است. در اینجا، حکم ظلم به صفت توانگری وابسته شده، پس در فقدان این صفت، حکم نیز وجود ندارد. البته مفهوم وصف زمانی حجت است که وصف نقش انحصاری در حکم داشته باشد.

7- نظر اصولیان دربارهٔ مفهوم‌دار بودن وصف چیست؟ توضیح دهید.
اصولیان درباره‌ی مفهوم‌دار بودن وصف اختلاف‌نظر دارند. برخی معتقدند که جملات وصفیه معمولاً مفهوم مخالف ندارند، زیرا در بسیاری از موارد، وصف صرفاً برای توضیح یا تمثیل ذکر شده است و نه برای انحصار حکم. اما اگر ثابت شود که حکم تنها در صورت وجود وصف معتبر است و در غیاب آن منتفی می‌شود، در این صورت جمله مفهوم مخالف خواهد داشت. به‌عنوان مثال، در حدیث «الزَّکاةُ فِی الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ السّائِمَةِ» (زکات به شتر، گاو و گوسفند بیابان‌چر تعلق می‌گیرد)، برخی اصولیان می‌گویند که مفهوم مخالف آن این است که زکات به حیوانات غیر بیابان‌چر تعلق نمی‌گیرد. اما در بسیاری از موارد، وصف مفهوم ندارد، مگر اینکه نقش انحصاری آن در حکم قابل اثبات باشد.

8- حکم فقهی استنباط شده بر اساس مفهوم شرط و مفهوم وصف را در متن‌های فقهی درس بیان کنید.
مفهوم شرط:
در روایت آمده است: «إذا کانَ الماءُ قَدرَ کُرٍ لَم یُنَجِّسهُ شَیءٌ» (اگر آب به مقدار کر باشد، چیزی آن را نجس نمی‌کند). از مفهوم مخالف این جمله شرطیه استفاده می‌شود که اگر آب کمتر از کر باشد، با برخورد به نجاست، نجس می‌شود. این حکم در فقه به‌عنوان نجاست آب قلیل مطرح شده است.
مفهوم وصف:
در حدیثی آمده است: «مَطلُ الغَنِی ظُلمٌ» (دست‌دست کردن بدهکار توانگر در پرداخت بدهی، ظلم است). از مفهوم مخالف این جمله وصفیه چنین استنباط می‌شود که اگر بدهکار فقیر باشد و نتواند بدهی خود را بپردازد، ظلمی نکرده است. فقها این حکم را در مسائل مربوط به دیون و معاملات مالی به کار می‌برند.

درس 7: مفاهیم